loading

معمای شکسپیر به قلم مهدی ارجمند


نقد فیلم “Anoymouse ناشناس” توسط استاد ارجمند

معمای شکسپیر به قلم مهدی ارجمند

Anoymouse پیش از آنکه فیلم (ناشناس یا گمنام) را ببینید سری به کتابفروشی اکسفورد بزنید و یک نسخه هملت تهیه کنید. میبینید که اسم ویلیام را حذف و نام اکسفورد را جایگزین کرده اند‌ ! تعجب نکنید این کار به عمد صورت گرفته‌ است.

آکسفورد لقب Edvard de vere است. قهرمان فیلم” ناشناس ” که ادعا میکند مولف واقعی آثار شکسپیر اوست و ویلیام شارلاتانی بیش نبوده‌ ‌است. سیصد سال مجادله بر سر معمای تالیف سی و هشت نمایشنامه که میگویند شکسپیر انها را ننوشته پشت فیلمنامه ی این فیلم را گرم میکند و سرانجام بعد از رد ۹۰ کاندیدا قرعه بنام یک درباری پرنفوذ و نزدیک به ملکه الیزابت یعنی دی ور افتاده. در شگفتم که چرا اساتید و دانشجویان تاتر و نمایشنامه نویسی ما از وجود چنین فیلمی و اصل ماجرا اظهار بی اطلاعی میکنند . گشودن این معما نیازمند توجه به جزییاتیست که با غور در تاریخ تاتر الیزابتی و وضعیت سیاسی انگلستان و همچنین ترفندهای ماهرانه ی سناریست و کارگردان این فیلم در تقلیب واقعیت میسر است.

بله، ممکن است ویلیام چهار اثر از سی و هشت اثر خود را به سفارش دی ور نوشته باشد (ریچارد دوم، ریچارد سوم هنری پنجم و هنری هشتم ) چون این آثار شدیدا سیاسی هستند و چندان با روحیه ی رومانتیک و فلسفی ویلیام همخوان نبوده اند اما باقی آثار اینگونه نیستند. خودش اعتراف میکند که بسیاری از روایات تاریخی را از پلوتارک اقتباس کرده و به انها شاخ و برگ داده. اینکه ویلیام سواد اکادمیک نداشته دلیل متقنی برای رد مولف بودن او نیست.

حتی نمیتواند زبان فاخر نمایشهایش را زیر سوال ببرد. مگر شاملو ، بیضایی و دولت ابادی مدارک دانشگاهی داشته اند؟ یک اکادمیسین مسلط به چند زبان لزوما دراماتیست نیست. اگرچه فروید، ولز و چاپلین در جاهایی جانب دی ور را گرفته اند و او را به سبب داشتن کتابخانه نفیس، دانستن چند زبان و سفرهای خارج از انگلستان ارجح بر ویلیام دانسته اند ولی حرف بورخس بیشتر به دل مینشیند که ویلیام را نابغه خطاب میکند‌.

او بسیار باهوش بوده‌ . گیرم کمی خیالپرداز و ماجراجو‌، شاید در مواجه مستقیم با ادم باسوادی چون دی ور کم میاورده ولی میتوانسته با ذوق و قریحه ی شاعرانه و توجه به جزییات رفتاری و روانکاوانه پرسوناژهای بدیعی بیافریند‌.

بله هشت نمایشنامه او در ایتالیا میگذرد با ادرسهایی دقیق از محله ها و کوچه ها. چگونه ممکن است؟ او که هرگز از انگلستان خارج نشده بود‌. یحتمل ادرسها را از جایی برداشته‌‌، ابایی ندارد‌ که بگوید من سارق زبردستی هستم ! محترمانه اش اینکه الهام میگیرم و ترکیب میکنم.‌‌ نام هملت از نام پسر جوان و ناکامش همنت آمده. شبح دارک لیدی (بانوی سیه مو ) در غزلهایش هست که میگویند مادر جذاب یکی از حامیان مالی اش بوده. امضای او تنها دستنوشته ی معتبریست که هویتش را برملا میکند. متن نمایشنامه ها موجود نیست و احتمالا در اتش سوزی تاتر گلوب از بین رفته با پیش ناشر اثارش محفوظ مانده است.

در این امضا سریع الذهن بودنش را درمیابیم برخلاف امضای دی ور که محتاطانه و عقلانیست. بخشی از بیقراری و شیدایی ویلیام در جنون هملت، اتللو و شاه لیر سر ریز شده است.

برای کشف شکسپیر واقعی باید به بازی حرف و عمل در آثار او توجه کنیم‌. کدامیک بر دیگری میچربد‌؟ شکسپیر بعنوان اکتور عاشق اکت (عمل) است ولی شکسپیر نویسنده حرافی را ترجیح میدهد‌. مونولوگهای طولانی در آثار او زیادند‌. آیا حقیقتا دی ور شکسپیر واقعیست ؟ او بازیگر نبوده ولی تجربه ی نوشتن داشته.

برای کشف حقیقت حتی میتوانید از فیزیونومی (چهره شناسی) و استرولوژی هم کمک بگیرید‌‌. فرم پیشانی ویلیام، کروی با انحنای زیاد است (نشان تخیل قوی ) اما مال دی ور قائم است (محاسبه گر و عقلانی). در زودیاک هم ویلیام بازی را میبرد. علامت میمون (هوش بالا و تردستی ) بیشتر با هنر امیخته است تا علامت سگ (تحلیلگر و شکاک). سرخوشی میمون بر جزیی نگری سگ پیشی میگیرد‌، با این وجود شما برای قضاوت نهایی به اطلاعات بیشتری نیاز دارید‌.

Anonymouse را دوباره ببینید. به ان گل سرخ در باغ عمارت دی ور توجه کنید. نشان خاندان tudor. و به یک علامت کوچک که دی ور به اسم شکسپیر اضافه میکند‌.
Shakes_peare مهم نیست که حقیقت را کشف میکنید یا نه‌، مهم لذتیست که در کشف معما نهفته است.

به قلم استاد مهدی ارجمند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نُه × 2 =